قرائي، كه برخي او را پدر فلسفهٴ يهود خواندهاند. مهمترين اثرش عشرون مقاله1 است كه غالباً مبتني بر كلام معتزلي است (تنها از اسناد يوناني و عربي نقل قول شده، نه تورات). طبقهبندي او از علم منطبق با طبقهبندي ارسطو و به صورتي بود كه مسلمين آن را اصلاح كرده بودند (يادداشت مرا راجع به اخوانالصفا در فصل آينده ببينيد)، و از آن لحاظ وضع او مطابق با يهوديان راستكيش بود (يادداشت مرا در باب اسحاق اسرائيلي در فقرهٴ مربوط به طب در زير ببينيد).
قِرْقِساني
ابويوسف يعقوب (يا يوسف ابويعقوب) قرقساني در نيمهٴ اول سدهٴ دهم برآمد. متكلم و مفسر قرائي. از نخستين قرائيان كه به مطالعات علمي اعتقاد داشت. ايمان بايد متكي بر عقل باشد. در تفسيرش بر اسفار خمسه (موسوم به الرياض و الحدائق، به عبري سفر هگانيم و پردصيم، يا سفر هنضانيم) اهميت به كار بردن روشهاي علمي را در موضوعات ديني نشان داد. كتاب او حاوي اطلاعات بسيار گرانبهايي در باب تاريخ قرائيه است.
يهوديان راستكيش
راجع به اسحاق اسرائيلي يادداشت مرا در فقرهٴ طب (ح) در زير ببينيد.
سعديا بن يوسف
سعديا جايون، سعديا فَيّومي در 892 در ديلَظ فَيُّوم زاده شد؛ در 942 در سوراي بابل درگذشت. در 928 به مقام جايون (رياست مدرسهٴ) سورا انتخاب شد. ولي به زودي با فرمانرواي جامعهٴ يهوديان در بابل2 اختلاف پيدا كرد و تبعيد شد. برخي از بهترين آثارش در تبعيد نوشته شده. مقارن اواخر عمرش بار ديگر در مقام جايون سورا قرار گرفت. نخستين فيلسوف بزرگ يهودي پس از فيلون3. موجد فلسفهٴ ديني يهود، كه مسلماً شامل نمونههايي از رشد معرفتشناسي بود. به يك اندازه در فلسفهٴ ارسطو و كلام معتزلي مستغرق بود. او كوشيد تا تعقل را با دين يهود سازش دهد. قهرمان مبارزهٴ يهود با قرائيه. او را ميتوان بنيانگذار زبانشناسي علمي زبان عبري